دو بیت از اوس مرتضی سه تار ساز:
من با تو خوشم تو با منی لج
من راست روم تو می روی کج
در قلب منی اگر چه دوری
گر مکه روی و گر کنی حج
به یاد روزهای کار. تابستان 85
********************************
********************************
محمد رضا جمیلی:
مسافرم ...به کجا؟ آن کجای نا معلوم
میان نقشه جغرافیای نا معلوم
به آن طرف که در انبوه دود سیگارم
دوباره رقص کنند ابر های نا معلوم
و این هوا پر سلول های طاعونی ست
نفس نکش ..هی! در این هوای نامعلوم
تمام کود کیم در اتا قکی جا ماند
سقوط کردم در این فضای نا معلوم
چه عاشقانه در انبوه برف می گشتم
همیشه در پی آن رد پای نا معلوم
کتاب های دعا را ببند با من با ش
چقدر بندگی یک خدای نا معلوم ؟
همو که ما همه را پرت کرد روی زمین
بسادگی پس از آن ماجرای نا معلوم
به هر کسی که بپرسد :کجاست خانه دوست؟
بگو : بپیچ به آن راستای نا معلوم!
تمام حرف دلم را برا یتان گفتم،
مخاطب غزل من شمای نا معلوم
