برگ های سبز
ما زنـــده به آنیم که آرام نگیـــریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
شعر امروز
بیست و سوم شهریور 1385 7:16
سعی دارم شعر های قشنگی که جمع
کردم راتو وبلاگم بنویسم. البته
تا وقتی که "وقت" هست!این هم یک
غزل کوچولو از " رهی معیری".
هستی چه باشد؟ آشفته خوابی
نقش فریبی ، موج سرابی
در بحر هستی ما چون حبابیم
جز یک نفس نیست عمر حبابی
ازهجرووصلم حاصل همین بود
یا انتظاری ، یا اضطرابی
ما از نگاهت مستیم ور نه
کیفیتی نیست در هر شرابی
از داغ حسرت حرفی چه گوید؟
نا کا میا بی با کا میا بی
دیدم"رهی"رامی رفت ومی گفت:
"هستی چه باشد؟ آشفته خوابی"
نوشته شده توسط مجید
| لینک ثابت |
